تعطیل
تا اطلاع بعدی تعطیل است
من خبر دارم یا شما؟ ببین من تو دانشگاه شهید بهشتی درس میخونم. خانم رهنورد تمام کامپیوترهای دانشگاه ما رو برای ستاد شوهرش برداشته. الان سایت دانشگاه تعطیله!
این حرفهای یک پسر ۱۹-۲۰ساله در تاکسی است. شاید اول آخرین هفته تبلیغات بود. موهای بلندی داشت و سیخ وایساده بودند. رنگش به طرف رسیده رطب مییومد. من از خونه به ستاد میرفتم. خیلی کلکل میکرد. گفتم رئیس اون دانشگاه که برادر لاریجانیه. میگفت: خوب لاریجانی هم با موسویه. هرچی میگفتم یه چیز دیگه میگفت. صندلی جلو نشسته بود. باهم از تاکسی پیاده شدیم. اون رفت خیابون دانشگاه و من هم چارراه فلسطین. وقتی پیداه شد٬ قد و قوارهاش خیلی به چشمم خورد.
سوار اتوبوسخط که شدم٬ پسری با همون قد ۱۹۵سانتی و همون رنگ مو رو دیدم. اولش شک کردم. وقتی اتوبوسخط٬ خلوط شد٬ کنار هم نشستیم. من هم که زودی ارتباط میگیرم. باهم صحبت کردیم.
صدای خودش بود. بم و کاملا مردانه. میگفت بچه کرج هست و دانشجوی علومپزشکی قزوین. به روش نیاوردم که تو تاکسی چیگفته. بحث کشید به کنکور و گفت: من رتبه ۱۱ کنکور هنر شدم و ۱۷۱۱ کنکور تجربی.
چشمم رفته تو چشمش. نمیتونی بگی ندیدمت و بری اون طرف خیابون. مجبوری لبخند بزنی و خودتو خوشحال نشون بدی. بعد از کمی احوالپرسی با ماشین میان سراغش و تو باز دوباره سگرمههات توهم میره. دوباره یکی دیگه و تو دوباره لبخند و دوباره میره و تو دوباره سگرمه و لبخند و دوباره سگرمه و سگرمه و لبخند و لبخند و سگرمه و...