شاید خیلی هم کاری نمی کنم اما واقعا سرم بد جوری گرمه. اونجوری که . من که هر روز زیر دوشم امروز بعد 4روز رفتم حمام. فکر کنم دیگه نتونم بگم "باشه من انجام میدم". باید قید فیلمم و درس رو هم کلاً بزنم! شرایط حساسه و رو به بحران میریم. باید شرح هجران رو کم کنیم. میرحسین تنها گزینه و بهترینه! دلایلش روزهای ذوج، از ساعت شیش تا هشت تو ستاد جوانان قزوین می تونید بفهمید. اونجا تریبون آزاده.
دیروز بعد از یک ماه که از فعالیتم تو ستاد جوانان موسوی می گذشت، رفتم ستاد مرکزی. خیلی شلوغ بود. همه داشتن باهم حرف میزدند. گم شدن گوشی یکی از اعضای ستاد بانوان کل ستاد رو تحت شعاع قرر داد. احتمال دزدیدنش رو میداد.پیدا شد،تو تاکسی جا گذاشته بودش! از تو یکی از اتاق ها یک نفر که آشنا بود زد بیرون. بعد کمی فکر کردن یادم اومد کیه. ما چهار سال پیش از طرف نشریه داخلی ستاد دکتر معین رفتیم از سفر محمدعلی نجفی به قزوین خبر تهیه کنیم. اون زمان رئیس ستاد هاشمی بود. اون جلسه من و دوستم که 19-20 سالش بود، به جرم بمب گذاری در ستاد هاشمی بازداشت شدیم. من تنها 15سال داشتم. اون همونی بود که ما رو به بمب گزاری تو ستاد هاشمی متهم کرده بود و هالا یک مسئولیتی تو ستاد موسوی پیدا کرده.
جهت اطلاع: آدرس ستاد جوانان و دانشجویان مهندس سید میر حسین موسوی در: قزوین - میدان میر عماد- زیرزمین آسانسور سیگما.
جهت اطلاع دیگر: خودمونیم ها، این آسانسور سیگما هم خوب داره براش تبلیغ میشه.