چرا هیچ وقت نه خواستم و نه تونستم باندی بسازم یا تو باندی برم و یا تو باندشون راهم بدن؟ 

خوبه؟

بده؟

برم؟

بمونم؟

بسازم؟

ولش کنم؟

ولم کنن؟

بیخیالم هستند؟

بیخالش باشم؟

با خیالشم؟

با خارش‌ام؟

با خارشه؟

بُخارشه؟

با خاله‌اش؟