نباید
نباید...٬ نباید...٬ نباید نت میامدم. نباید فیلترشکن رو ران میکردم. نباید این خبر رو میخوندم. چیکارکنم؟ چرا کاری از دستم بر نمییاد؟ بر نمیاد؟ نمیدونم. کاش گردنم رو روی ریل قطار میگزاشتم تا ببردش. کاش ابزاری دستم بود. نه٬ سر خودم رو بلد نیستم شیره بمالم. تا صد سال دیگه چیکارکنم. بابا یکی بشه الترناتیو یکسرش کنیم. یعنی کسی این قابلیت رو نداره؟
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر محمد رضا حدادی نوجوان محکوم به اعدام متولد 27 اسفند 1366 میباشد. وی در زمان دستگیری 15 ساله بوده است. این نوجوان در جریان پرونده رسیدگی به یک فقره سرقت منجر به قتل دستگیر شد و در تحقیقات اولیه به قتل با تسمه پروانه اعتراف نمود. [تسمه پروانه وصیله اعتراف گیری است.] وی در تاريخ 8/8/82 در دادگاه، مجدداً اتهام سرقت و قتل را به عهده گرفت و به ارتکاب جرم اقرار نمود.
محمدرضا چند روز پس از دادگاه و در ملاقاتی با مادرش از عدم پرداخت موعود به خانواده مطلع میشود. وی طی نامهای در 16 آبان 82 به اطلاع دادگاه میرساند که یکی از متهمین با وعدهی پرداخت پول از وی خواسته با توجه به صغر سن ارتکاب قتل را بر عهده بگیرد. وی فریب متهم دیگر را خورده و در ارتکاب فعل هیچ نقشی نداشته است.