آوار
دستش را میفشاری و رخ در رخش تنها خیره به چشمانشی. رسا تر از هر زمان دیگر میگویی: "دوست دارم". و لبخندش٬ از غافلگیری ایست. او بازهم به سراغ تو خواهد آمد و تو به مقصودت رسیدهای.
اما برای که و با که چه فعالیتی میکنی؟ حتی هم فکرانت با تو نیستند. حالا تنها یک ترانه میچسبد.
+ نوشته شده در 2009/5/22 ساعت 0:12 توسط |
|